Monday، July 30، 2007

به يك نفر پارتنر فرهنگي هنري(وقتي مي گويم فرهنگي هنري!!!!! يعني صد در صد فرهنگي هنري!!!!!!)
براي دل سپردن به بعضي از ترانه ها، اشعار ، مناظر و تصاوير!!!جهت فراموش كردن پاره اي از مشكلات !!!نيازمندم......!!!
پ.ن: زانو... شونه.....بغل .....لطفا"!!!!!!

Sunday، July 29، 2007

از آنجايي كه فاش گويي و پرده دري هاي دنياي مجازي به زندگي حقيقي ام تسري يافته است و اينجانب تا اطلاع ثانوي عضو بيمار خانواده تلقي مي شوم لازم شد گزارش مركز تحقيقات و توسعه پزشكي ايتاكا را در مورد اين بيماري به سمع ونظر شما خوانندگان محترم برسانم!!!
اين بيماري کارش با حمله به ساختار مغزی آغاز مي شود. در اين حمله پيش فرضهای کليدی و بنيادی مانند تعريف مفاهيم اخلاقی چون «بد يا خوب» و «درست يا غلط» دچار تغييرات اساسی شده و باعث مي شود رفتارهای هرگز نکرده از انسان سر بزند. در اثر اين حملات همچنين منطق و جهان بينی ادمي دچار تحول شديد گشته که در اثر آن، خود را مرکز و محور عالم و ازلحاظ علمی، هنری،سياسی، اقتصادی، فلسفی و مکانيکی!! آن هم نه يک، که دهها سر و گردن ( از نوع گردن کرگدنی نه آدميزادی) از سايرين بالاتر می پندارد!
بیماری اینجانب نه منشا ويروسی دارد و نه ميکروبی!!پس از نزديك شدن به ما اجتناب نكنيد!!!

Thursday، July 26، 2007

آدمي گاهی آرزو می کند ای کاش پرنده بود یا ببر درنده!!! کاملا واضح است که پرنده پرواز می کند و ببر درنده تکه پاره می کند!!!(بین خودمان باشد من ببر درنده را ترجیح می دهم)!!

Monday، July 23، 2007

عمه من یکسال پیش مرد.
ملک خانم پس از گرفتن ۶۰ سال عمر از خدا مرد.ملک خانم در طول عمرپر برکتش پنجاه و چهار هزار و هفتصد و ده پیمانه برنج،شش هزار و صد و بیست و نه عدد مرغ ،هشت هزار و پانصد و هشتاد-نه ببخشید- هشت هزار و پانصد و هشتاد و دو عدد تخم مرغ ،دو هزار و چهارصد و نود و شش کیلو حبوبات و چند تن سبزیجات و چیزهای دیگر پخت . او شش هزار و صد و پنجاه بار برای خرید از منزل خارج شد . ملک خانم شش هزار و نود و پنج بار حمام کرد و با احتساب نماز شب و سایر انواع نمازها سیصد و سی و هشت هزار و بیست و چهار رکعت نماز خواند و با در نظر گرفتن خواب ظهر دویست و دو هزار و ششصد و سی و هفت ساعت خوابید.
و یکسال پیش مرد!!!
و من یکسال است فکر می کنم پس از انجام تمام کارهای مهیج و محیر العقول فوق ابدیت را در کجا سپری خواهد کرد؟!!!